خرید بک لینک

حسین گریه و شیون نخواست از 1

حسین خواست که مردم نگشته سر در گم


حسین خواست که پیمان شکن شود رسوا
چه در عراق و چه ایران، چه کوفه یا در قم

حسین کرد رها حج و رفت سوی جهاد

ندای «ینصُرُنی» داد و گفت ینصُرکُم


غدیر را چو به صحرای غفلت افکندند
رسید دامنه ی آن به کربلا از خم

ز بس عظیم بُوَد این تراژدی «عاصم»
غمش سراسر عالم گرفته تا انجُم

سوای فلسفه ی کربلا یکی اینکه

حسین شیعه بخواهد نه گریه، ای مردم

اول محرم ۱۴۴۵ قمری ۴/۲۸/ ١٤٠٢ شمسی
محمد شیران«عاصم اصفهانی»

+ نوشته شده در جمعه ۳۰ تیر ۱۴۰۲ ساعت 17:30 توسط گل سرخ  | 

برچسب: نویسنده: رویا حسینیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:06

صفحه بندی