راه روشن
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 15:52
«راه روشن» آغاز کارها و سرانجام کارهاافتاده است دست بسی نابکارها در پیچوتاب راه درازی که پیش روستبا مشکلات، سیر کنم چون قطارها با اختیار آمدهام از برِ نگاردوری کنم مدام ز بی اختیارهاهرگونه افتخار، غرورآفرین بُوَددائم کن افتخار به با افتخارها یادی کن از گذشته و امروز را ببینکو اعتبارها و چه شد اقتد...
گل وحشی
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
گل وحشی جوانی ارمغانی بود پیری برد از یادشفراموشی جوانی را چو گردی داد بر بادشبود دادوستد مرز میان ماندن و رفتنبهناچار این جهان گیرد ز انسان آنچه را دادشگل وحشی سر سازش ندارد با دگر گلهانگردد اهل هرگز آنکه وحشی بوده بنیادشستمگر گر بهناچار از همه با هم سخن گویدندارد هیچ تأثیری نه حرف او نه امداد ...
کویر تشنه
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
کویر تشنه بچرخد زندگانی ها ز سرسختی انسانهاکه دریا زنده میماند به امواج و به طوفانهاکویر تشنه داند قدر قطره قطرهٔ بارانچه شد از آسمان افزون، نمیبارند بارانهابهآرامی زمین شد چاک چاک از فرط کمآبیکز این بحران مبدل شد به خارستان گلستانهادهد آزار، قحط آب و قهر آب دریاهااگرچه آب باشد مایه هستی به ...
تنهای تنها
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
تنهای تنها سالها دل با تو دادم، چشم بر راهم ولاغیرآنچه را باید بخواهم از تو میخواهم و لاغیرنازنینا داده ام دربست، این دل را اجارهدر ازای این اجاره باش همراهم ولاغیردست من گیر و نجاتم ده ز چاه زندگانییوسفی تنهای تنها، مانده در چاهم ولاغیرتا تو هستی و نبستی راه را بر روی بندهتا که در قید حیاتم عبد درگ...
آه مظلوم
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
آه مظلوم نردبان تا نَبُود کِی بتوان بالا رفت؟میشود! کز قِبَل این و از آن بالا رفتبا چنین رفتنِ بالا نتوان کرد صعودزنده آن است که با دادنِ جان بالا رفترفت بالاتر از آنجا که مَلِک نیست مُجازآن علی بود که بی قیدِ مکان بالا رفت«عاصم » آخر به سزایش برسد ظالم، چونآه مظلوم فراتر ز بیان بالا رفتمحمد شیران (...
اشعار عاصم اصفهانی بدستخط زیبای استاد میر سیّد علی ظهیر الاسلام
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
اشعار عاصم اصفهانی بدستخط زیبای استاد میر سیّد علی ظهیر الاسلام با تشکر فراوان از استاد هنرمند ایران جناب استاد میر سیّد علی ظهیر الاسلام برچسبها: استاد ظهیر الاسلام, عاصم اصفهانی + نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ ساعت توسط گل سرخ |
گفتم به یار غائب
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
گفتم به یار غائب گفتم به یار غائب اذن نگاه خواهمگفتا که من هم از تو ترک گناه خواهمگفتم که راه آن چیست از دل کشید آهیگفتا که پیرویِ امرِ اِله خواهمگفتم رهی نشان ده تا روی تو ببینمگفتا که شیعیان را من سر به راه خواهمگفتم که یاورانت از جان دعا بفرماگفتا تمامشان را ایزد پناه خواهمگفتم که تا چه مدت در ان...
کاروان یذکُرون
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
کاروان یذکُرون شب رسد از ره رهایم سازد از درد دُرونچون غروب آفتابِ بر لب بامم کنوندر درازای شب و آن راه سختِ تا سحرنیست توفیقی مگر با کاروان یذکُرونقطره قطره چشمهی اشکم بخشکید از فراقذرّه ذرّه حبس کردم در گلو بغض فزونشادمانی چون غروب آفتاب اندک شدهسخت دلتنگم که حرف از دل نمیآید برونعقل سرگردان شو...
رکن بندگی
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 4:41
رکن بندگی مرا ز جانب آن یار مهربان شکیبروایتی است غریب و حکایتی است عجیبعجیب آنکه تو را او خلیفه گردانیدغریب آنکه تو را بیحساب بوده حبیبدگر به ناز طبیبان نبوده هیچ نیازچو یاد و نام تو باشد برای جمله طبیبظفر نتیجهٔ صبر و امید بوده و کارچو کار پیش رَوَد با رقابت دو رقیبنبوده فیض سعادت برای آن فردیک...
بلای بی خردی
-
تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 16:56
جهان گرفته عزا در ازای بیخردیبجا بود که بگیرد عزای بیخردیخردگراییِ رازی، برابر تقلیدنشد تمام کند هوی و های بیخردیخرد ز بیخردیها رسید جان به لبشچقدر جان بکنیم از برای بیخردیشکاف کاخ مدائن به شکوه میگویدنمونه ام به جهان از جفای بی خردیبه سمت آب که باشد به زیر کاه، مروکه جان تو بشود خونبهای بیخردیسزای ...
ممکن الخطا
-
تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 16:56
عاشق برای یار ز هر چیز بگذردخواهد درشت باشد و یا ریز بگذرد چون ممکن الخطا بود انسان بدون شکیزدان ز اشتباه سحرخیز بگذرد تاریخ ثبت میکند ایجاد ظلم راهرچند از تجاوز چنگیز بگذرد دوران اگر به کام تو گردد مدام نیستدورانِ تو چو دورۀ پرویز بگذرد میز از برای خدمت مردم تهیه شدکمتر کسی بود که از این میز بگذرد ...
بود و نبود
-
تاریخ: 1402/12/22 ساعت: 17:45
اگر به دست تو دیگر نمیرسد دستمهنوز هم که هنوز است یاد تو هستمز پیشاز آنکه خبردار میشود شَستم تمام بود و نبودِ تو آمده دستم دهان به شکوه مکن باز، هرکه را آخربه یک تبسم زیبا دهان او بستم نیامده که بماند کسی و من اکنونبه افتخار از این جوی جستم و رستمبه سرنوشت مسافر نبوده پیوستیمرا برد به همانجا که آفری...
قله تفتان
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 21:47
#اطلاع رسانی: شعر قله تفتان متعلق به شاعر معاصر ایران، عاصم اصفهانی میباشد که در کتاب «نیایشگه عشاق» وی ،در سال ۸۹ به چاپ رسیده. متاسفانه این شعر استاد عاصم، توسط فردی از کانون بازنشستگان جهاد سازندگی اصفهان با تخلص عسگر تغییر داده شده و با مطلعغزّه تو قرنها سر پا ایستاده ایاز پایه بر زمین به دریا س...
چراغ خانه به مسجد حرام شد
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 22:33
وقتی شکاف بین مشایخ کند بُروزعید مبارک رمضان میشود دو روزچون اختلاف و بحث و جدل، بَد دهد جواببرگرد از این سه راهه که فرصت بُوَد هنوزتا راه راست هست چرا راه کج رویم؟در راه راستی نه کلک باشد و نه دوز هر خام، پخته میشود آخر به سوزِ دلدل را که سوز نیست چه داند رُموزِ سوز هنگام برگزاریِ احیا سحرگهانبرخیز...
بگویم یا نه
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 22:33
میکنم فخر و مباهات به ایرانیِ خویشاز مسلمانی و از بودنِ شیرانی خویشماندهام سخت دچار غمِ پنهانیِ خویشبا کسی نیست بگویم ز پریشانیِ خویش هر شکستی که به هرکس برسد از خویش استنتوان کرد بیان وسعتِ نادانیِ خویشحرفهایی به دلم مانده بگویم یا نهکه چهها میکشم از اینهمه حیرانیِ خویشیوسف افتاد به زندانِ زلیخا لی...
طلوع صبح
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 16:32
بلا ندیده دعا را شروع باید کرد(علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد)قیام ، هر که به پا کرد روبروی خدادو سجده البته بعد از رکوع باید کردبرادرند ، اصول و فروع دین امّانه هر اصول، فدای فروع باید کردطلوع صبح دل انگیز حکمتی داردشروع کار ز بعد طلوع باید کردبه پیشگاه جهان آفرین فقط «عاصم»به هر طریق خشوع و خضوع ...
نقطه های کور
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 16:32
آسمان با این زلالی نقطههای کور داردزندگانی گاه گاهی مشکل ناجور دارداین دل آتشفشانم کرده شورش میزند شورگوئیا مانند چشمم، چشمههای شور داردهر دل زخمی ز گرمی حسِ فهمیدن نداردصبر سرد آخر ز هر دل درد مزمن دور دارداین دل دریای من در عمق خود آیینه داردلابلای موجهایش ناله ی مستور داردکوردل کی در کجا درک درست...
خوب و بد
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 11:24
وقتش رسیده است که با هم دعا کنیمیک کار هم برای رضای خدا کنیم باشد محال جمع نقیضین تا ابدباید حساب خوب و بد از هم جدا کنیم از روی مهر چون نگرفتیم دست همباید ز دست دادن با هم ابا کنیم با قیل و قال، راه به جایی نمیبریمبا مهر میشود که در بسته وا کنیم «عاصم» نمیتوان به سهولت بهشت رفتیک راه دارد آنکه عمل،...
راه و چاه
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 11:24
چند گوییم از دو زلف و چشم زیبای چو ماهماه را کردند فتح و ما نشسته بین راه راه را از چاه گم کردیم و سرگردان شدیمباید آموزیم راهِ آمدن بیرون ز چاه بعد هر شام سیاهی صبح زیبایی دمیدجانمان بر لب رسید آخر از این شام سیاه ما نگاه مهربانانه کنیم از هم دریغکور دارد در دل خود آرزوی یک نگاهناسپاسی قدر نشناسی ز...
چشم و ابرو
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 11:24
رو مگردان تو ز افراد که یک رو دارندهمچو آئینه زلال و رخِ نیکو دارنداتفاق نظر و همدلی از هم سوئی استبجز آن عده که با هم، نظر ِ سو دارندبا هُنر ، با هنر ِ خویش هیاهو نکنداغلبِ بی هنرانند هیاهو دارندمگر ابروی تو بالای دو چشم است فقط؟همه بالای دو چشمان ِ خود ابرو دارندسر در آوردنِ از کار ِ کسی ممنوع است...